٭برخی از ما فکر میکنیم دوام آوردن قویترمان میکند، اما گاهی قدرت در رها کردن است.(هرمان هسه)
٭رنج نباید تو را غمگین کند. این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه میکنند.
رنج قرار است تو را هوشیارتر کند به اینکه زندگیات نیاز به تغیر دارد.
چون انسانها زمانی هوشیارتر میشوند که زخمی شوند.
رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند.
رنجت را تحمل نکن، رنجت را درک کن.
این فرصتی است برای بیداری.
وقتی آگاه میشوی، بیچارگیات تمام میشود.
(کارل گوستاو یونگ، روانپزشک سوئیسی)
٭رنجت را تحمل نکن، رنجت را درک کن! این فرصتی است برای بیداری.
وقتی آگاه شوی، بیچارگیات تمام میشود.
(کارل یونگ)
٭لحظهای فرا میرسد که آدم از همه چیز دست میکشد، چون عاقلانهترین کار همین است.
(مالون میمیرد، ساموئل بکت)
٭تسلی واقعی اندوه در پذیرش درد است، نه در تلاش برای رهایی از آن…
… اندوه امتداد طبیعی عشق است، پاسخی سالم و عاقلانه به فقدان. اینکه اندوه حس بدی به همراه دارد، باعث نمیشود بد باشد.
(عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست، مگان دیواین )
٭غم، آستانهی دنیاهای تازه است.
(نفیسه مرشدزاده)
سقوط بخشی از مسیر است و لازم است همه یاد بگیرند که به تنهایی بلند شوند.
باید با هر چیزی فقط مانند یک واقعیت زندگی و بدون ترس روبرو شد؛ اتفاقات گزینهی ما نیستند، بلکه نحوهی واکنش به آنها را ما انتخاب میکنیم.
( پائولو کوئلیو)
٭شجاعت داشته باش و دیوانگی کن، بیهیچ ملاحظهای و هرگز نپرس از خود تا کجا؛ خِرَد، مُردهای مومیایی شده است.
(ژان کوکتو)
٭که میگوید مایوس نباش؟
من امیدم را در یاس یافتم
(احمد شاملو)
٭آنجایی که هیچ امیدی باقی نمانده، باید ابداعش کرد.
(آلبر کامو)
٭چیزی به اسم تغیر بدون درد و رشد بدون ناراحتی نداریم.
(مارک منسن)
٭درد بخشی از زندگیست
به دردها اجازه دهیم، عبور کنند
و نگران نباشیم چه میشود
هر دردی شروع درکی جدید از مفهوم زندگیست
در دردها هم صبور باشیم.
(پونه مقیمی)
٭چه خوب بود که آدمی میتوانست وقتی درد و مصیبتی دارد، ماهها بخوابد و چندین ماه بعد آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد. اما هیچکس نمیتواند چنین کاری بکند. باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد.
(رومن رولان، ژان کریستف)
٭گاهی اوقات، رها کردن حقیقتا
فرصتی مجدد برای ادامهی زندگی است.
(انی دوک)
٭سوزنت گیر نکنه روی آدمها، روی حرفها، روی اتفاقها. فقط رها کن. نیازی نیست دنبال تحلیل هر چیزی باشی. گاهی رها کن تا رها باشی…
(ناشناس)
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
٭مرا اتفاقی پیر کرد
که هرگز رخ نداد.
(ماتسوئو باشو)
٭ما حتی دیگر دنبال شادی نیستیم
دنبال کمتر درد کشیدنیم.
(چارلز بوکوفسکی)
٭رنج او آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به آن عادت کردند و از یاد بردند که او سخت در عذاب است.
(آلبر کامو)
٭بیتفاوتی، آخرین فصل درد و رنج است.
(ناشناس)



آخرین دیدگاهها