١.بزرگترین تهاجم دنیاست
یورش لبهایت.
لبهای من اما
بیتابترین اسیران دنیا هستند.
٭بیقرارترین لبها را داری
برای چیدن بوسههایم!
٢.بی تو من تک درختی در کوهستانم
چشمەای خشکیدە در بیابانم
سرابی ابدی در جادهها
بی تو آسمان آبی نیست
دریا آبی نیست
بی تو حتی
رویا هم آبی نیست!
٭بی تو
من اشکی نچکیدە
در آرزوی جوشیدنم!
٭دستهایم چە بلاتکلیفاند
بی تو.
٣.نگاە کن مرا
تا دوبارە آغاز شوم
نگاە کن مرا
تا طعم خوش شراب شوم.
٤.ببین مرا
ببین که
چگونه خوابهایم تو را تکثیر میکنند
و بیداریام تو را انکار؟!
و من آویزانم به پلی در حال ریزش
همچون پروانهای
گرفتار در تارِ عنکبوتی مرده!
٥.من خط نیستم
که امتداد تو باشم
یا سه نقطه در پایانِ بندی و پاراگرافی
که در خیالت جاری شوم
من همان نقطه ویرگولم جا افتاده در جملهای
که کامل می کنم مفهوم زندگی را
(با یاد شاملو)
٦.هر روز
در من شعله میکشی
میسوزانی جنگل درونم را
همچون شعلهای که به جان خورشید افتادهست.
٧.و رویا
آغوشیست
کە هر لحظە مرا بە تو نزدیکتر میکند
و گرمایش
یخ وجودم را ذوب میکند.
٨.درون من معبدیست
نه، خلوت گهیست
به وسعت آرزویم
برای رسیدن به تو
ای رویای دور از دسترس!
٩.و عشق
آسمانیست با شکوە
که در من پرواز میکند
آن هنگام کە در اعماق چشمهای تو
سرخوشانه آواز میخوانم و
خودم را حلق آویز میکنم!
١٠.به یاد ماندنی هستی
چون اولین و اخرین بوسهی عاشقی
از لبهای معشوقش!
١١.ابدیتیست نگاهت
آن هنگام که در تاریکی شب غوطه میخورند
و به مهتاب میآویزند
و با ستارهها بازی میکنند.
١٢.ضربان قلبت
نابترین آهنگ عاشقانهی دنیاست
کوک میزنم نفسهایم را با نفسهایت
همنوایی قشنگی دارند
مگر نه؟
١٣.شاید خودکشی رود در آغوش دریا
خودسوزی خورشید در فراق زمین
از عشق باشد!
١٤.کوک میزنم
خیالم را به خیالت
ساز دلم را به نوای صدایت
سمفونی زیبایی خواهد شد
ترکیب بودن و نبودنها.
١٥.دوست داشتنت
کهکشانی پر ستارهست
و من دورترین ستاره به تواَم
سالهاست مردهام
و به عشق تو
همچنان میدرخشم
زیبا نیست؟
١٦.تلههایی هستند
چشمانت
و من خرگوشی کوچک!
بوسه
آخرین حربهی من بود
برای رهیدن از دام نگاهت.
١٧.پیگرد قانونی دارد
آنکه بر دیوار قلبم مینویسد
دوستت دارم.
١٨.سقوط بینظیریست
گم شدن در کهکشان بیکران چشمهایت
غرق شدن در مهربانی دستهایت
و سوختن در آتش عشقت
تو معنای واژهها را عوض کردی.
١٩.گرمای دستهایمان
مطبوعترین گرمای دنیاست
میبینی
قندیلهایی که به تماشای ما نشستهاند
قطره قطره آب میشوند؟!
٭٭٭٭
١.و زندگی
همچون عابریست در خیابان
کە آهنگی را با سوت میزند
ناگهان ماشینی از دور میآید و
او را زیر میگیرد!
٢.میبوسمت
و میدانم بوسههایم
رنگ همهی بوسهها را از لبانت خواهد ربود
و لبانت عطر همهی دلبرکانت را
ای مرگ!
٣.توهمیست
توالی حال، گذشته و آینده
برای همین است
که تو را در آینده به خاک سپردهام!
٤.آرزوهای دفن شده در سینه
چه کم از
عزیزان زیر خاک دارند؟
(با یاد سهراب سپهری…گل شبدر چه کم از لالهی قرمز دارد.)




آخرین دیدگاهها