پدر یا مادر بودن وادارت میکند حس پتویی را داشته باشی که همیشه کوچک است. هر چقدر هم تلاش کنی همه را بپوشانی، باز هم کسی هست که یخ کرده.
((فردریک بکمن))
به گمانم اولین قدم در والدگری پذیرش خودت است، پذیرش تمام قوتها و ضعفهات، پذیرش محدودیتهات، پذیرش ناآگاهیهات و…
پذیرش اینکه تو اَبَرزن یا اَبَرمرد نیستی، اینکه خسته میشوی، کم میآوری، کنترل اوضاع را هرازگاهی از دست میدهی، به بنبست میرسی، نیاز به آموزش و مشورت را با تمام وجودت حس میکنی.
اما تنها یک مسئله به تو در این مسیر کمک میکند، اینکه ببینی، داری تلاش میکنی.
تلاش میکنی که بهترین خودت باشی به عنوان والد و ایمان داشته باشی که از عهدهاش برمیآیی.
سعی میکنی دست از خودسرزنشگری و چرا و اگر و اما برداری و به دنبال راهی برای حل مسئله باشی.
من مامان یه بچهی دهه نودیام،
سعی میکنم اطلاعات و منابعی که کم هم نیستند رو زیر و رو میکنم برای فرزندپروری و به نظرم چالش بین نسلی حتی بیشتر از قبل شده! چرا که بچههامون هم همین اندازه آپدیت میشن مدام!
من مامان یه بچهی دهه نودیام،
و پسر ما آخرین کتابهای روانشناسی روز رو میخونه تا بتونه بیشتر روی ما نفوذ داشته باشه!
من مامان یه بچهی دهه نودیام،
اونقدر تکنولوژی با زندگی بچههای ما تنیده شده که به راحتی نمیتونیم محدودیتهایی برای فضای مجازی بذاریم…
من یه مامان بچهی دهه نودیام،
و بزرگترین تغییری که سعی کردم نسبت به پدر و مادرم ایجاد کنم این هست که در مواجهه با چالشها، همهی مسائل را به شخصیت فرزندم نسبت ندهم و به دنبال رفع کمبود آموزشها و حتی نحوهی درستتر مواجه با چالشها باشم.
عکس از عباس کیارستمی




آخرین دیدگاهها