یادت باشه..

خسته‌م.

خیلی خیلی خسته‌م.

احساس می‌کنم تک تک سلول‌های تنم را بسته‌اند و در جهات مختلف می‌کشند!

نگرانی و دلهره‌های عزیزان، کنار زندگی پرمشغله‌ی و گاه همراه با شرایط بغرنج خودمان گاهی غیرقابل تحمل می‌شود.

گاهی شرایط آنقدر پیچیده می‌شود که مدام جمله‌های روانشناس‌ها را به خودم می‌گویم:

 

غر نزن. نقش قربانی بازی نکن. بلند شو و تمامِ خودت را پای کاری که از دستت برمی‌آید بگذار.

 

یادت باشد

داشته‌هایت را از دل نداشته‌هایت بیرون بکش.

 

یادت باشد

آخرین زمین خوردنت باعث شد که بی‌دریغ محبت کنی، زیباتر لبخند بزنی، بی‌پروا به سمت علاقه‌هایت پرواز کنی، و شیفته‌ی هیچ موقعیت اجتماعی نشوی، و صبورتر باشی برای ساختن موقعیت خودت.

نتیجه‌گرایی را کنار گذاشتی و تلاش‌محور شدی. و به یقین رسیدی برای پیمودن مسیر زندگی‌ت و ایمان داری در زندگی فراوانی هست.

می‌دانم خسته‌ای، اما خستگی ته خط نیست. خستگی پایان راه نیست.

 

یادت باشد

همیشه می‌شود با وجود خستگی باز هم ادامه داد. و در تاریک‌ترین لحظات زندگی به نور شمعی امیدوار بود و با دلخوشی آن قدم برداشت.

 

عکس: ماشین‌ها میدان را که دور می‌زدند

سایه‌ی بوته‌ها روی دیوار می‌افتاد.

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *