١.هر چیزی یه روز تموم میشه
ولی بعضی چیزا
هنوز شروع نشده
تموم میشن!
هنوز جوون نگرفته
پرپر میشن!
مثل رویای چسبیده به سقف پیلهی
کرم ابریشمی خشک شده!
٢.همچون زبان مادری
که هرگز به آغوش گرمش
راه نداشتم
همچون زادگاهم
که هرگز دستهای کوچکم را به گرمی نفشرد
چقدر سردی تو
ای عشق!
٣.عشق را اگر
دور کنند از زمین
و در تکه ابری پنهان کنند
کلیدش را هم هفت آسمان آن طرفتر بیندازند
با اشکهای ابر به زمین برمیگردد
و در خاک دوباره ریشه میدواند
از اندوه به جا مانده از مردگانمان
و به دست زندگان میرسد.
٤.درد قایقیست
در دریای عشق
و من
تنها سرنشین این قایقم.
٭٭٭٭٭
(پیش از وقوع)
به اتاقم فکر میکنم
به عکسهای روی دیوار
به کتابهایم
به گلها، میز آرایش و سازم
به تکههایی از من که در آنها جا مانده
به قاب پنجرهای نشسته در شب
و به خودم که پشت همان پنجره
با استکانی چای در دست
دلتنگ ایستادهام و
به ستارههای چشمکزن روی زمین نگاه میکنم
و به کوهی که آن دوراها
نشسته در تاریکی
و اندوهی که قسمت میکردم با او هر شب.




آخرین دیدگاهها