بعضی از آدمها انگار قلاب دارند، تا به خودت بیایی گرفتارشان شدهای.
یکی از این آدمها برای من، فریدا کالو هنرمند مکزیکی است. در گوشه گوشهی زندگینامه و آثارش گیر میکنم.
تصویرهای خلاقانهای که از جهان ذهنیاش کشیده قابل ستایش است. سلف پرترههایش جای خود دارند.
سرک کشیدن به جهان هنری فریدا، برای من مثل کندن کزالهی زخم است، لذتبخش و دردناک.
و چقدر درست گفتهاند: اگر هنر نبود، واقعیت ما را خفه میکرد.
یکی از معدود موقعیتهایی که اندوه جنبهی زیباشناسانهای پیدا میکند در عرصهی هنر است.
بزرگی گفته است ما فقط به یاد میآوریم. ((نقل به مضمون))
گویی با کشفِ رنج در آثار هنری از جمله فیلم و نقاشی و مجسمه و داستان و … ما با رنجهای خودمان مواجه میشویم، رنجی که از انسان بودن میبریم، رنجی که از محدودیت داشتن میبریم و…
و در کشف این رنج و یا به گفتهی آن بزرگوار با به یاد آوردنِ آن به نوعی با آن رنج به صلح میرسیم، این بار بیشتر دوستش داریم، گویی بخشی از وجودمان را.
.




آخرین دیدگاهها