عجیب نیست بعد از مدت‌ها فرصتی دست داد پدر مادرها را ببینیم اما برای اینکه کسی را معذب نکنیم سفر را به تعویق انداختیم. دروغ است بگویم بهم نریختم، گریه نکردم.

اما فکر می‌کنم که شاید خیری در آن بوده.

در هر صورت باید صبور ‌بود.

و خبر خوب اینکه عزیزی بعد از مدت‌ها برای چند روز به ایران برگشت. بگذریم که شرایط کشور چندان جالب نبود ولی دیدارها تازه شد.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *