آمده بود ناک‌ اوتت کند

آمده بود، ناک اوتت کند.

و تو به ناگه در رینگی افتاده بودی،

و در مسابقه‌ای شرکت کرده بودی که هیچ تمایلی به شرکت در آن نداشتی.

یکی پس از دیگری ضربه می‌زد.

آن هم به خاطر احساسِ شکستی که در برابر تو کرده بود!

و تو یکی پس از دیگری جا خالی می‌دادی و از مبارزه طفره می‌رفتی.

نمی‌‌توانی بگویی در کنارش حالت خوب بود. اما با قطعیت می‌‌توانی بگویی منشاء باخت هر کسی خودش است.

چند ساعت ملاقات اینگونه گذشت که یک نفر تمام مدت تلاش می‌کرد به تو در ظاهر، و به خودش در باطن، بفهماند که از تو همه جوره سر است. تو اما هنوز هم درکی از این رقابت بی‌معنا نداری. در کنار این مسئله که این دوست عزیز نمی‌داند در آن ماجرا تو هم بازنده‌ای بیش نبودی!

البته که دلیل باخت تو هم کسی نبود جز خودت!

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *