شبهایی که فرداش باید زود بیدار شوم و کار مهمی دارم، بیخواب میشوم. کتاب خواندن چشمک میزند، نوشتن چشمک میزند، خلاصه تنها کاری که نمیچسبد خوابیدن است!
این هم شبی دیگر.
ساعت درست ٢:٣٩ دقیقهی پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ماه است.
غروب که بیرون زدیم هلال ماه درست روبروی ستارهای، لابهلای شاخههای درختها میدرخشید.
موبایل همراهمان نبود که تصویری از آنهمه زیبایی برداریم.
و گاه
چنان محوِ رقصیدنش میشدیم
در آبیِ آسمان
که پاک یادمان میرفت
نخی در دستهای کوچکمان بود!




آخرین دیدگاهها