٭انسان کسانی را که دوست دارد، قضاوت نمیکند؛ بلکه سعی در درک آنها دارد. (ایران درودی)
٭تو را دوست دارم، چون راه دیگری نمیشناسم.
تنها میدانم
نخواهم بود
اگر تو نباشی…
آنچنان نزدیکی
که دستهایت بر سینهام
گویی دستهای منند!
تو چشمهایت را میبندی
این منم که به خواب میروم…
(پابلو نرودا)
٭دوست داشتنت را از سالی به سال دیگری جابهجا میکنم
مثل دانشآموزی که مشقش را در دفتری تازه پاکنویس میکند
(نزار قبانی)
٭اگر کسی را دوست داشته باشی، با معنیترین کاری که میتوانی به خاطر او انجام بدهی، تغییر کردن است.
(الیف شافاک)
٭هیچ زنی، با حضور زنی دیگر فراموش نمیشود!
زنی وجود دارد، که اگر گم شد،
تمام زندگیات را برای جمع کردن چهرهاش از صدها زن دیگر،
میگذرانی و پیدایش نمیکنی.
(ناشناس)
٭هیچ نیمهی گمشدهای وجود ندارد!
تنها چیزی که وجود دارد تکههایی از زمان است
که در آنها، ما با کسی حال خوشی داریم؛
حالا ممکن است سه دقیقه باشد، دو روز، پنج سال یا همهی عمر…
(آنتوان چخوف)
٭ترس از عشق
ترس از زندگیست.
(آنتوان چخوف)
٭اگر روزی جز شادی تو
چیز دیگری ازت خواستم
به عشق من به دستانت شک کن.
(عباس معروفی)
٭تا به تلفظ عشق خو کنی
به جای تو میایستم
به جای تو مینشینم
به جای تو راه میروم
و به جای تو
میمیرم…
تو را
به باد ندادم
که با زمان برگردی
تو را به سینهام سپردم
که آوازخوانِ قلبِ کوچکم باشی.
(نویسنده …)
٭میتوانم امشب شعرها بنویسم
از همیشه غمگینتر.
دوستش داشتم،
او هم گاهی دوستم میداشت.
(پابلو نرودا)
٭او نگفت دوستت دارم،
اما نامهاش را اینگونه تمام کرد:
بال تو را میبوسم پرندهی قلبم.
(بخشی از نامهی ملینا برای کافکا)
٭حضورش در زندگیام
مثل برفی بود
که میبارد و به زمین نرسیده
آب میشود.
(ناشناس)
٭٭٭٭٭
٭شاید همه چیز در خوابِ یک نفر میگذرد
و تنهاییِ واقعی
آن زمان پیش خواهد آمد که او بیدار شود.
شهرام شیدایی
٭عشق
کیفیتی است در عاشق
معشوق را به آن راه نیست.
احمد غزالی
٭گستردهترین کلام
از آن عاشق است
زیرا عشق
رخنه میکند در طول حرف معمول
و جادو میکند.
شاپور بنیاد
٭وقتی گلی را دوست دارید، آن را میچینید
اما وقتی شما عاشق گلی هستید، آن را هر روز آبیاری میکنید.
چارلی چاپلین
٭آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
نویسنده…
٭پدرم عقیده داشت یک زن قوی میتواند از یک مرد هم قویتر باشد، مخصوصا اگر در دلش عشق باشد، فکر میکنم یک زن عاشق، تقریبا شکستناپذیر است.
نویسنده…
٭اگر درون آوازهای عاشقانه زنی زندگی نکنی و سهمی از دلشورههای یک زن نداشته باشی، ضعیفترین مردها هستی.
ویلیام شکسپیر
٭به کسی ندارم الفت ز جهانیان مگر تو
اگرم تو هم برانی، سر بیکسی سلامت.
سعدی
٭اگر کسی به دلت نشست، حتما در باطنش یه چیزی هست که صدات کرده یا صداش کردی!
اون چیز از جنس توئه و تو انگار که سالهاست که میشناسیش.
افسانهای ژاپنی
٭ آنجا که عشق حاکم است
از قدرت خبری نیست.
و جایی که قدرت حاکم است
از عشق خبری نیست.
این دو سایهی یکدیگرند.
کارل گوستاو یونگ
٭تو همچون سرزمینی هستی
که هیچکس
هرگز از تو سخنی نگفته است.
چزاره پاوزه
٭و حیات آدمی
آنهنگام آغاز میگردد که
دوست دارمی میشنود
که دلش میخواهد.
نویسنده…
٭کسی که دوست داره
یه اسمی برات میسازه
که هیچکس تا حالا با اون اسم صدات نکرده.
دیوارنویسی
٭نامش را
باران گذاشتم
اینگونه میخواستمش.
اسماعیل علیپور
٭آنگاه که غمگینم
به تو میاندیشم
آنگونه که در زمستان به آفتاب.
و آنگاه که شادم
به تو میاندیشم
آنگونه که در ظل آفتاب به سایه.
(ویکتور هوگو)
٭و من او را طوری نگاه میکردم
انگار آخرین گلی بود
که در جهان باقیمانده بود.
(جمال ثریا)
٭عشق یک رابطه نیست..
عشق یک حالت زیبا از احساسات شماست…
(بخشی از سخنرانی سادگورو)
٭ما همه توقع داریم “عشق” منبع سرزندهگی در ما باشد، ولی در واقعیت منشاء عمیقترین دردهاست.
(آلن دوباتن)
٭ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد
از آه دردناکی، سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت
با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد.
(حزین لاهیجی)
٭همیشه شانس دیگری خواهد بود
دوستی دیگر
عشقی دیگر
نیرویی دیگر
برای هر پایانی
همیشه آغازی خواهد بود.
(آنتوان دوسنت اگزوپری)
٭تنها کسانی که قادر به درک عشق عمیق هستند ممکن است از غم عظیم هم رنج بکشند، اما همین نیاز به عشق یاریشان خواهد داد تا با اندوه خویش مقابله کنند و التیام یابند.
(تولستوی)
٭یکبار هم من عاشق شده بودم
بعد از آن را دیگر
به یاد نمیآورم.
(آه محسن اونلو)
٭چقدر زمان لازم است تا بوی کسی را که دوست داریم، از یاد ببریم؟
چقدر باید بگذرد تا دیگر دوستش نداشته باشیم؟
(آنا گاوالدا)
٭گفتم تو را دوست دارم
صدایم را نقاشی کن.
دلتنگِ تواَم، اندوه مرا نقاشی کن.
به تو میاندیشم در غم
پندارِ مرا نقاشی کن.
گفتی در خلائی که هوا نیست
نه من تو را میخوانم
نه تو مرا میشناسی.
برایم چراغی بیاور
بینور
چگونه نقاشی کنم؟
(محمدابراهیم جعفری)
٭چقدر عشق چیز غریبیست عزالدین
چقدر آدم را زخمی و بیدفاع میکند.
(حسین دریابندری)




آخرین دیدگاهها