فیلم ذهن زیبا، فیلمی آمریکایی به کارگردانی ران هاوارد است که در سال ٢٠٠١ ساخته شده. آقای آکیوا گلدزمن فیلمنامه را بر مبنای کتابی از سیلویا ناسار نوشته است. کتاب برگرفته از زندگی واقعی ریاضیدانی به نام جان نش است که موفق به دریافت جایزهی نوبل اقتصاد شده است. او توانست با قدرت نبوغ خود بر بیماری روانگسیختگیاش غلبه کند. در فیلمنامه اما جان در کنار نبوغ با درمان دارویی و عشق همسرش، آلیشیا، بر این مشکل غلبه میکند.
جان نابغهی جامعه گریز و منزوی است که ذهن او میان موضوعهای مختلف، اشکال و اعداد روابط پیچیدهی ریاضی برقرار میکند. و همین ذهن درخشان او را دچار توهماتی زجرآورمیکند.
جان برای رمزگشایی شروع به همکاری با سازمان امنیتی میکند. اما بعد از آشنایی با آلیشیا و ازدواج با او سعی در انصراف و کنارهگیری از این شغل دارد که انصرافش مورد پذیرش سازمان واقع نمیشود و مشکلاتی برایش پیش میآورند.
در میانهی فیلم به توهمات ذهنی جان اشاره میشود. این در حالی است که مخاطب با تمام وجود دوست دارد همسرِ جان بیماری روانی او را نپذیرد. اما روایت فیلم دقیقا برخلاف این انتظار پیش میرود و این مخاطب است که کمکم میپذیرد هر آنچه تا آن لحظه دیده، توهمات ذهنی جان بوده است، نه واقعیت. درست همانجاست که مخاطب پی میبرد هماتاقی ولخرج و شاد و شنگولِ جان به نام چارلز هرمن، خواهرزادهی چارلز و مامور سازمان امنیتی به نام ویلیام پارچر سه شخصیت خیالی هستند!
خود جان این مسئله را زمانی متوجه میشود که سوال زیر به ذهنش میرسد:
چرا این دختربچه بزرگ نمیشود؟!
اشاره به یکی از سه شخصیت ذهنی جان که همان خواهرزادهی چارلز است. جان به مرور زمان سعی در پذیرش شخصیتهای خیالی میکند و با بیتوجهی به آنها تا حد زیادی بیماریاش کنترل میشود.




آخرین دیدگاهها