بعد از کنسرت جاودانههای برج آزادی و نمایشگاه نقاشیِ به بلندای سکوت برج میلاد که تحت پوشش خبری هشت خبرگزاری بود و حدود هفت هزار نفر بازدیدکننده داشت، و تیتر دو روزنامه امروز شد، بگذریم روز دوم نمایشگاه را کار داشتم و با ترافیک آخر وقت فقط رسیدیم تابلوها را برگرداندیم؛ دیروز حال خوبی نداشتم.
با اینکه روز نسبتا شلوغی داشتم، کلی داستان کوتاه عقب افتاده داشتم برای خوانش، نقد و… ولی تمام مدت ذهنم درگیر بود. کمی عصبی بودم، گوش چپ و سمت چپ صورت و سرم درد میکرد. سردرد خفیفی داشتم که آخر شب بدجور اذیت کرد.
و طول کشید بتوانم کشمکشهای درونیام را سر و سامان بدهم. بتوانم برای صد هزارمین بار به این نتیجه برسم حالا که مسیرم عوض شده، باید با صبر مسیرهای پیش رویم را ادامه بدهم و رویاهام را فدای موقعیت اجتماعی بهتر نکنم. شاید نیاز داشتهام به چنین تجربههایی.
در عین حال که شرایطی که عزیزی را اینهمه خوشحال کرده و میکند، برای من قابل پذیرش نیست. من برای موقعیتی به مراتب بالاتر از این اینها تلاش کرده بودم و ناچار شدم از همهی آنها چشم بپوشم. حالا چطور این محیط را قبول کنم؟
از چارچوبها، محدودیتها و فضای بسته و نگاهِ بالا به پایینش گرفته تا فشار کاری.
معلوم است که حاضر نیستم به خاطر موقعیت اجتماعی بهتر که برخلاف سالهای قبل الان دیگر دغدغهی اصلیام نیست، از رویاهایم دست بکشم. معلوم است حاضر نیستم به خاطر پاداشهای کوچک ماندگار شوم و سرمایهی گرانبهایی چون عمر را به هیچ ببازم.
میخواهم رویاهایم را زندگی کنم، مسیر طولانی است قبول دارم. ولی ده سال دیگر در موقعیتی به مراتب بهتر و شادتر و رضایتی فراگیرتر هستم نسبت به منی که به موقعیت اجتماعی ظاهریِ سادهای قانع باشد، آن هم الان!
به خودم میگویم فقط باید دوام بیاوری.
آنقدر ادامه بده که جهان خودت را بسازی، زبان خودت را، سبک خودت را، لحن خودت را.
روزهای سخت بیدستاورد را دوام آوردی، این روزها که شرایط خیلی تغییر کرده. خلاصه اینکه دیروز خیلی طول کشید تا به تعادل برگردم.
و جالب اینکه امروز پیشنهاد کنسرت دیگری به من شد با دو اجرا با ده روزی فاصله! نمیدانم بگویم چه حالی داشتم. خوشحال بودم و هیجانزده.
میدانم خیلی خستهام، خیلی.
بصورت فشردهای دارم به کارهای عقب افتاده به خاطر کنسرت و نمایشگاه میرسم از داستان گرفته تا شعر و…
میدانم به استراحت نیاز دارم اما مگر میشود چنین فرصتی را از دست داد؟! نه صرفا به خاطر موقعیتش بلکه به خاطر رشدی که در طول مسیر اتفاق میافتد.




آخرین دیدگاهها