دیروز دومین سالروز تولد سایتم بود که بیشک یکی از برجستهترین اتفاقهای زندگیام است.
طی سال گذشته گاهی قدمهام تند بودند و عجولانه، گاه کند و گاه آنقدر کند که در سکون به سر میبردم. ولی همیشه ایمان داشتم چشمهای در حال جوشیدن است.
گاه شرایط مهیا بود و گاه درگیر مسائل و مشکلات فنی سایت بودم.
گاه نمیگذاشتم این وقفهها خللی در کار ایجاد کنند ولی گاه پشتم سرد میشد. اما حالا که فکر میکنم همیشه در مسیر بوده و در مسیر ماندهام.
و بیشتر از هر زمانی حس میکنم ادبیات روحِ من را پالایش میکند و بیقراریهایم را التیام میبخشد.
به امید برداشتن قدمهایی استوارتر و زیباتر…
عکس:
بازیِ نور با
گلها، نردهها و در کتابخونه!




آخرین دیدگاهها