بغضِ نی

نه قو هستیم
نه فیل و شامپانزه

که از مرگ خود باخبر شویم.

تنها آدم‌هایی هستیم.
که مرگ،
خونی‌ست دویده در رگ‌ها و
رگی‌ست دویده در تن‌هایمان!

 

و آنکه خبرِ مرگ خود را می‌رساند
مدت‌هاست
راه را گم کرده و
به بیراهه می‌رود.
بی‌آنکه بداند
سر تمام بیراهه‌ها کلاغی نشسته است
که حق السکوتش

بیشتر از مهریه‌ی تمام کبوترهایی‌ست

که لباس عروس را از تن خود

دریده‌اند.

 

بنوازید
بنوازید
دف‌ها را بنوازید
که آن آخرین ریسمان
از زمین به سمت آسمان
رها خواهد شد!
و هر بغضِ نی‌ تلنگوری‌ست

برای نرسیدنی

که خود نهایتِ رسیدن است!

 

هنرمند و عکاس: ناشناس

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *