یکی از دلخوشیهای من در فصل بهار، چیدن توت قرمز از درختهای سر مسیر است. فرقی نمیکند کجا بخواهم بروم، چه موقع روز باشد، چه پوشیده باشم، رسمی یا اسپرت، حتی فرقی نمیکند شاخهای که توتِ رویش چشمک میزند چقدر بالا باشد، در هر صورت کودکی میشوم که جز به توت به چیز دیگری فکر نمیکند.
تنها چیزی که ذهنم را درگیر میکند چشیدن طعم ترش و شیرین توت زیر دندانهایم است آن هم فقط روزی یکی دو عدد. چرا که باید این لذت را با بقیه سهیم شد.
دوست داشتی امتحان کن.




آخرین دیدگاهها