“اندکی صبر، سحر نزدیک است”

 

به سکون و سکوت عجیبی که مثل پیله‌ی کرم ابریشم دور خودم پیچیده‌ام فکر می‌کنم.

چه هنگام خواهمش درید؟!

چه هنگام تمنایی رویایی، شب و روزم را یکی می‌کند؟

چه هنگام در چشمانم ستاره‌ای خواهد درخشید؟

چه هنگام رویایم را به آغوش خواهم کشید؟

 

عکس:

ماشین‌ها که دور می‌زدند

نور چراغشان این زیبایی را خلق می‌کرد.

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *