پرواز خود نماد رهیدن بود ٭زخمی که بر پیله ماند آغشته به بویِ خوبِ ادامه مطلب » 1402-01-15 بدون دیدگاه
عاشقانهای بر شاخهی درخت ٭هرچه دورتر میشویم دلتنگی بیشتر به دلم چنگ میزند ادامه مطلب » 1402-01-14 بدون دیدگاه
بوسهی به جا مانده از آغوشی ٭به پذیرش رسیدهام و همین برای گل دادن شمعدانیِ ادامه مطلب » 1402-01-11 بدون دیدگاه
خدایانِ زمیناند دستها میسازند و ویران میکنند. دستی را میگیرند و ادامه مطلب » 1402-01-09 بدون دیدگاه
همین دلتنگیهای کوچک ٭همیشه همین دلتنگیهای نشسته میان روزمرگیهاست که پرندهی خیال ادامه مطلب » 1402-01-06 بدون دیدگاه
بعضی دردها، تنها دارایی ما هستند هر دردی دور ریختنی نیست. بعضی دردها را باید ادامه مطلب » 1401-12-27 بدون دیدگاه